پست ثابت


 








..همه ي لينكهاي اين وبلاگ مربوط به  آموزش ومطالب مربوط با آن مي باشد.بازديد كنيد التماس دعا

    


در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم،
که در آن همواره اول صبح 
به زبانی ساده مهر تدریس کنند،
و بگویند خدا،خالق زیبایی و سراینده عشق،...

    

http://zibasaz.persiangig.com/pic/bism/3.gif.

0-81brandendkaarsje4.gif

پست ثابت


. من امشب خدایم را صداکردم.....

 

نمیدانم چه میخواهی .....

ولی امشب برای تو! 

برای رفع غمهایت!

برای قلب زیبایت!

برای آرزوهایت!

براي كسب توفيقت!

براي دين و دنيايت!

براي آخر كارت!

به درگاهش دعاکردم!

و میدانم خدا ميداند..... 

خدا از خواستهاي تو خبر دارد.....

یقین دارم دعاي من براي تو ،دعاي تو براي من....اثر دارد.

 

دعایم کن....

خدایـــــــــــــا؛

 

بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛

بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛

بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛


بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛

بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛

مرا ببخش ... 

دعوا کن ..

دعوا کن .. 
ولی با کاغذت!
اگراز کسی ناراحتی یک کاغذ بردار و یک مداد هرچه خواستی به او بگویی روی کاغذ بنویس.
خواستی داد هم بکشی تنها سایز کلماتت را بزرگ کن نه صدایت را ... 
آرام که شدی برگرد و کاغذت را نگاه کن ..
آنوقت خودت قضاوت کن!
حالا میتوانی تمام خشم نوشته هایت را با پاک کنت پاک کنی. دلی هم نشکانده ای.وجدانت را نیازرده ای. خرجش همان مداد و پاک کن بود نه بغض و پشیمانی...

دین من بهتر است یا او...

مادرم نماز می خواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک ، در شادی از ته دل ! در ثانیه به ثانیه زندگیم !
او جلوی خدایش سجده میکند !
ولی من در آغوش خدایم آرام میگیرم !
نمی دانم
خدای من واقعی تر است یا او !
دین من بهتر است یا او...

فریدون فرخزاد

سلام به همه ی دوستانی که به وبلاگم سر میزنن ممنون از لطف شما و برایتان ارزوی موفقیت وسلامتی دارم و سپاسگزارم

از زندگی لذت ببریم ...

اگر بچه باشید و آرزو نکنید کاش زودتر بروید مدرسه . . .

می‌توانید از بچگی‌تان لذت ببرید.

اگر نوجوان باشید و آرزو نکنید زودتری دانشجو بشوید . . .

می‌توانید از نوجوانی‌تان لذت ببرید.

اگر هر درسی که خوانده‌اید اصرار نداشته‌ باشید که حتماً بروید سر کار . . .

می‌توانید از بیکاری‌تان لذت ببرید.

اگر دارید کار می‌کنید و آرزوی آخر هفته و تعطیلات نداشته باشید . . .

می‌توانید از کارتان لذت ببرید

ولی اگر تعطیلات هستید و نگران تمام شدن‌اش نباشید . . .

می‌توانید از تعطیلات لذت ببرید.

اگر وسط مهمانی هستید اگر نگران این نباشید که دیگران راجع به شما چی فکر می‌کنند . . .

می‌توانید از مهمانی لذت ببرید.

اگر شروع کردید به رقصیدن به این فکر نکنید که رقص‌تان چه طور به نظر می‌آید . . .

می‌توانید از رقصیدن لذت ببرید.

اگر دارید زندگی می‌کنید و نگران این نباشید که وقتی مردید چه اتفاقی می‌افتد . . .

می‌توانید از زندگی‌تان لذت ببرید.

وقتی مردید چون چیزی نیست که نگرانش باشید . . .

حتماً از مردن‌تان لذت می‌برید.

 

به طور خلاصه:

اگر نگران چیزی نباشید می‌توانید از آن لذت ببرید.

اگر نگران این باشید که چرا لذت نمی‌برید یا چرا به اندازه کافی لذت نبردید عمراً از چیزی لذت نمى برید.

زندگی منتظر است یک لحظه ساکت بشوید تا بتواند با شما حرف بزند. همین‌طور چهارزانو

روبرویتان نشسته، چانه‌اش را به دست‌هایش تکیه داده و نگاهتان می‌کند.

و نگاهتان می‌کند.

و نگاهتان می‌کند.

و نگاهتان می‌کند.

و نگاهتان می‌کند.

 

فکر می‌کنید امکان دارد زبان به دندان بگیرید؟ . . .

سلام دوستان از اینکه به وبلاگ من سر میزنید سپاسگزارم

 

 

مي توان در قاب خيس پنجره

چك چك آواز باران را شنيد

مي توان دلتنگي يك ابر را

در بلور قطره ها بر شيشه ديد

مي توان لبريز شد از قطره ها

مهربان و بي ريا و ساده بود

مي توان با واژه هاي تازه تر

مثل ابري شعر باران را سرود

مي توان در زير باران گام زد

لحظه هاي تازه اي آغاز كرد

پاك شد در چشمه هاي آسمان
زير باران تا خدا پرواز كرد.

IranFunnyGroup.ir - گروه اینترنتی ایران فانی

از زمین خوردن کسی شاد مشو که نمیدانی گردش روزگار برای تو چه در آستین دارد.
امام علی (ع)

گاهي اوقات بايد بگذري. بگذاري و بروي...وقتي مي ماني و تحمل ميكني ،
از خودت يك احمق مي سازي

چه زیبا خالقی دارم بدون لطف او تنهای تنهایم تو آیا هیچ میدانی خدایم کیست؟
چنان با من به گرمی او سخن گوید،که گویی جز من او را بنده ای در این زمین و آسمان ها نیست
هزاران شرم از آن دارم...
چنان با او به سردی راز میگویم ، که گویی من جز او ،یکصد خدا دارم
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که میخواند مرا با آن که میداند گناه کارم...


یه روزی توی یه دانشگاه دانشجویی به استادش گفت:استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید
عبادتش می کنم تا وقتی خدا را نبینم اورا عبادت نمی کنم. استادبه انتهای کلاس رفت وبه آن
دانشجو گفت : آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد وقتی پشت من به شما باشد
مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت نگاهی به او کرد وگفت:
تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید. آن استاد کسی نبود جز علامه جعفری
**********************
برای انسانهای بزرگ٬ بن بست وجود نداره. چون براین باورند که:
یا راهی خواهم رفت
یا راهی خواهم ساخت.
********************
برای به روز بودن باید تغییر کرد
باید یاد گرفت وبرای یادگرفتن باید
باور کرد
*********************
با کلامی می شود اعجاز کرد
با کلامی تلخ و تند
می شود ناساز گاری ساز کرد
خنده ها را گريه کرد
رشته ی پيوندها را پاره کرد
با کلامی مهربان چون سر انگشت نسيم
می شود هر عقده ای را باز کرد
رشته های پاره را پيوند زد
دوستی آغاز کرد
با کلامی می شود اعجاز کرد

بارخدایا
به تو پناه می برم از این كه با وجود توانگری تو، من تهیدست باشم، یا با وجود هدایتگری تو، در گمراهی به سر برم، یا با آن كه قدرت و پادشاهی از آن توست، به من ستم شود، یا با آن كه زمام اختیار امور در دست توست، من مقهور و خوار گردم.

قانـــــــون طبیعته

قانـــــــون طبیعت است:

کسی که راحت تو رو میذاره زیر پاش و میــــــره ،
سه قدم جلــــــوتر  توی یه کوچه ی فرعی

زیر پــــــای کسی دیگه ای له میشه...!!

ولی تو خبر نداری

تصويري حيرت آور از دكتر حسابي در آخرين لحظات زندگي

ويري حيرت آور از دكتر حسابي در آخرين لحظات زندگي


شام در كنار تخت استاد سرد شده است. ظاهراً ديگر نيازي به خوردن غذا نيست. پزشكان و مسؤولان بيمارستان


دانشگاه به اين نتيجه رسيده اند كه معالجه روي قلب استاد ديگر اثري ندارد.


لذا انژيوكت تزريق چند دارو براي ادامه تپش قلب از رگ دست راست و انژيوكت تزريق مسكن درد از دست چپ


ايشان را خارج و حتي ماسك تأمين اكسيژن كه ريه ها قادر به تأمين آن نبود را برداشته اند و تنها سنسورهاي


تپش قلب روشن است. شگفت اينكه در چنين حالتي در كمال حيرت پزشكان و متخصصين بيمارستان كانتونال


دانشگاه ژئو،‌پروفسور حسابي در آخرين لحظات حيات به چيزي جز مطالعه و افزايش دانش خويش نمي انديشد.


اين تصوير منحصر به فرد را يكي از كاركنان خود بيمارستان به عنوان تصوير تكان دهنده و تأثيرگذار ثبت كرده است.

          هشدار                                                           

        توجه  قابل توجه اولیا وهمکاران عزیز توجه

ودانش آموزان عزیزم

به دوستان خود بگویید


لطفا جدی بگیری


یک ماده مخدر جدید در سوپرمارکت‌ها!

 

 

فرهنگیان نیوز - تدبیر:

ماده مخدر "بی تی" در بین دانش آموزان جولان می‌دهد.به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی،

 پدران و مادران باید بشدت مواظب باشند. پان پراگ (بی تی BT) نام محصولی است خطرناک، اما

 بسیار ارزان که در بسته‌های سبزرنگ و به قیمت کم‌تر از ۵۰۰ تومان حتی در برخی سوپرمارکت‌ها

 نیز یافت می‌شود. محصول کشور هندوستان است که مخدرهای مشابه آن نیز در پاکستان و

 افغانستان تولید می‌شوند و دقیقاً همانند مخدر ناس، از طریق بزاق دهان مصرف می‌شود.هر چند

 پیش‌تر برخی رسانه‌ها اشاره‌ای به این قبیل ماده مخدر داشتند؛ اما به دلیل برخی کم توجهی‌ها

 هنوز این مخدر ارزان قیمت برای عمده مردم و جوانان ناشناخته است. مواد اولیه این محصول

 خطرناک، تنباکو، آهک، خاکستر، ادویه‌های معطر، ساخارین (ماده بسیار سرطان‌زا) و برای افزایش

 قدرت نشئه‌گی و سرخوشی ترکیبات مخدر و یا توهم‌زایی چون تریاک و حشیش و ترکیبات

 شیمیایی دیگر چون آرسینک، منیزیم، سرب و حتی داروهای روان گردان از قبیل اکستازی گزارش

 شده است.بزرگ‌ترین فاجعه این مخدر ویران‌گر که در بسته‌بندی‌های بسیار شیک و با طعم انواع

 میوه‌ها وجود دارد این است که اگر تریاک و حتی کراک و هروئین و سایر مواد مخدر سنتی و

 صنعتی، قشر بزرگ سال، جوان و یا حتی نوجوانان را مورد هجمه قرار داده‌اند؛ این سرطان بی‌صدا

 نوک پیکان شومش را به سمت کودکان و خردسالان دانش‌آموز نشانه رفته است و گویا قصد دارد

 تمام جامعه را شخم بزند.

 





باور نمی کنید فایل  را در ادامه مطلب دانلود کنید...

نتیجه جالب بود نه!!!! براستی چرا چنین است؟

زیاد جوگیرنشوید زیرا هر مسئله ی یک علت دارد. شما به عنوان کسی که ریاضی خوانده اید علت ریاضی این موضوع را بیابید و از آن لذت ببرید.


ادامه نوشته

انیمیشن جذاب



دانلود اسلاید آموزش اعداد تقریبی

(گرد کردن و قطع کردن)

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب

برگرفته شده از وب معلم خوانساری tchr.ir

موضوعات مرتبط: ریاضی
ادامه نوشته

سکوتـــــ همیشه به معنای رضایت نیست

گاهی یعنی 'خسته امـ'

از اینکه مدامـ به کسانی که 

هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمیدهند

توضیح دهمـ ...!

 

عاشق زمستان و برفم

  او را نمی دانم

 من و زمستان

هیچوقت او را نفهمیدیم


مشق مهر


اثبات قضیه فیثاغورث










از مرحوم حسین پناهی:
درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است


غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود


درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند


در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست


دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود


درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم


و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم

آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست

************************************

پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر...

خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست.

مرحوم حسین پناهی

**************************************

مگه اشک چقدر وزن داره…؟

که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم…

**************************************


وقتی کسی اندازت نیست

دست بـه اندازه ی خودت نزن…

***************************************

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود …

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!

**************************************


مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من می چرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گندم!

ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود.

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم...

مرحوم حسین پناهی

*************************************

لنگه های چوبی درحیاطمان/گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند/محکمند/خوش به حالشان/که لنگه ی همند

وجـدان!!

قصــــه ی خـــوابیدن وجـدان ها ؛
رویِ خـــوابیدن اصحـاب کهف را سفیـد کرده است ...
خدایــا آیــه ای هم بـرای ایـن نـازل کن...!

نامه ای از طرف خدا

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!! تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه   می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!! موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟! هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی... احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!!! آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید... دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی... دوست و دوستدارت: خدا